تبلیغات
همه چیز - زندگینامه شهیده فاطمه ترکان 2
 
همه چیز
نظر فراموش نشود
چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : سعید

بخشی از فعالیتها و مسئولیتهای شهیده  فاطمه ترکان

سال 81 تا 83 سرپرست شعبه خواهران مؤسسه مالی و اعتباری مهر

سال 82 با حفظ سمت مسئول سیستم کامپیوتر شعبه خواهران

سال 84 تا 86 رییس شعبه خواهران

دبیر کامپیوتر هنرستان خدیجه کبری و مربی کامپیوتر مکتب نرجس 

مسئول صندوق آرای پنجمین و هفتمین دوره انتخابات مجلس

ناظر هشتمین دوره انتخابات مجلس

خادم ستاد بازسازی عتبات عالیات استان سیستان و بلوچستان

رئیس شعبه مرکزی مؤسسه مالی و اعتباری مهر

کراماتی بعد از شهادت

یکی از اهالی رستم آباد که هنگام کار بنایی از بلندی می افتد و پاهایش دچار مشکل می شود شبی شهیده را به همراه 2 بانوی دیگر در عالم خواب می بیند که به ایشان می گوید چه مشکلی داری و او جریان ضربه خوردن پاهایش را تعریف می کند و شهیده می گوید خوب می شوی و وقتی از خواب بیدار می شود می بیند پاهایش صحیح و سالم است.

یکی از اهالی رستم آباد که قرار بود عمل جراحی بشود، دو روز قبل ازنوبت جراحی در عالم خواب می بیند که شهیده دارو برایش می جوشاند :مریض می گوید من تا حالا داروهای زیادی مصرف کرده ام و فایده ای نداشته است خانم ترکان می گوید این دارو فرق دارد . و روزی که به پزشک جراح مراجعه می کند در کمال تعجب پزشک می گوید شما نیازی به عمل جراحی ندارید.


نحوی شهادت و مراسم خاکسپاری

خورشید حیات بخش صبح دهم خرداد ماه 1388 مانند قرن های متمادی و روزهای گذشته صفحه جهان را منور و آسمان زاهدان را نیزنورافشانی نمود و هنگامه کار و تلاش فرا رسید . شهیده فاطمه ترکان هم براساس عادت چند ساله قبل از سایر همکاران در محل کار حاضر و با توکل بر حضرت حق و به قصد خدمت رسانی به جامعه اسلامی پشت میز کار خود قرار گرفت عقربه های ساعت ثانیه ها و دقیقه ها را پشت سرگذاشته و از شمارش ساعت ها نیز عبور کردند تا زمان به ساعت12:30 دقیقه رسید . ناگهان متوجه شدند که در مقابل شعبه سر وصدا است ومردم تجمع کردند و با سرعت زیاد با سنگ و اشیاء سخت شروع به شکستن شیشه ها نمودند و تیراندازی آغاز شد هم چنین گا زهای اشک آورو دودزا به داخل شعبه پرتاب و با قساوت و بی رحمیِ تمام شعبه را به آتش کشیدند شعله های آتش در مدت زمان بسیار کوتاهی فضای داخلی ساختمان را فرا گرفت و هیچ راه نجاتی برای شش نفر پرسنل مظلوم بی گناه و بی دفاع وجود نداشت . آری گروهی قسم خورده ی بیگانه به قصد بر هم زدن نظم عمومی شهر و بی اعتبار جلوه دادن وحدت اسلامی وایجاد تفرقه بین امت واحدی که قرن های متمادی برادروار با هم زندگی می کنند شهر را به آشوب کشاندند تا رضایت آمریکای جنایتکار را فراهم آورند.

سرانجام پیکر مقدس این شهیده ی مظلومه با به جا گذاشتن خاطرات تلخ و شیرین چند ساله ای که از زاهدان داشت به سوی گلزار شهدای رستم آبادِ بم تشییع و با مراسم بسیار باشکوهی در کنار تربت پدربزرگوارشان به خاک تقدیر سپرده شد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 شهریور 1396 04:01 بعد از ظهر
I love your blog.. very nice colors & theme. Did
you create this website yourself or did you hire someone to do it for
you? Plz respond as I'm looking to construct my own blog
and would like to know where u got this from. thank you
پنجشنبه 12 مرداد 1391 10:19 قبل از ظهر
بسیار عالیییییییییییبببی بوووووووود
چهارشنبه 4 مرداد 1391 04:27 بعد از ظهر
شهیدان زنده اند الله اکبر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعید
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ساخت کد موزیک